وقتی نرم افزار ها جای حدس زدن را میگیرند
چرا تصمیمگیری در سازمانها دیگر نباید شهودی باشد؟
سالها تصمیمهای مهم سازمانی بر اساس تجربه، حس درونی و «بهنظر من» گرفته میشد.
اما با پیچیدهتر شدن فرآیندها و افزایش حجم دادهها، حدس زدن دیگر جواب نمیدهد؛
سازمانها به ابزارهایی نیاز دارند که تصمیم را قابل اندازهگیری کنند.
مشکل واقعی: داده هست، فهم نیست
امروزه تقریباً همهی سازمانها داده دارند:
-
اطلاعات کاربران
-
گزارشهای مالی
-
وضعیت پروژهها
-
عملکرد واحدها
اما سؤال مهم اینجاست:
چند درصد از این دادهها واقعاً به تصمیم تبدیل میشوند؟
نرمافزارهای سازمانی زمانی ارزشمند میشوند که فقط اطلاعات را ذخیره نکنند،
بلکه آنها را قابل فهم و قابل استفاده کنند.
گزارش خوب یعنی تصمیم سریعتر
گزارشگیری سنتی معمولاً اینطور است:
-
فایلهای اکسل متعدد
-
اعداد بدون تفسیر
-
گزارشهایی که دیر آماده میشوند
در مقابل، سیستمهای نرمافزاری جدید، گزارش را به زبان مدیر ترجمه میکنند:
-
نمودار بهجای عدد
-
روند بهجای لحظه
-
هشدار بهجای جستوجو
وقتی گزارش درست باشد، تصمیم هم دیر نمیشود.
نرم افزار سازمانی باید سؤال بپرسد
یکی از ویژگیهای مهم نرمافزارهای حرفهای این است که فقط پاسخ ندهند،
بلکه سؤال ایجاد کنند.
مثلاً:
-
چرا این بخش همیشه دیرتر پیش میرود؟
-
چرا هزینه این ماه افزایش داشته؟
-
کدام فرآیند بیشترین توقف را دارد؟
نرمافزاری که این سؤالها را ایجاد کند،
به مدیر کمک میکند قبل از بحران، اقدام کند.
سازمانهای موفق روی شفافیت سرمایهگذاری میکنند
شفافیت فقط یک شعار مدیریتی نیست؛
یک نتیجهی مستقیم از استفادهی درست از نرمافزارهای سازمانی است.
وقتی:
-
وضعیت هر واحد مشخص باشد
-
مسیر انجام کار قابل پیگیری باشد
-
و عملکردها دیده شوند
اعتماد داخلی افزایش پیدا میکند و تصمیمها منطقیتر میشوند.
جمعبندی
دوران تصمیمگیری بر اساس حدس و تجربهی صرف رو به پایان است.
سازمانهایی موفقترند که بتوانند داده را به بینش تبدیل کنند.
نرمافزارهای سازمانی اگر درست انتخاب و درست استفاده شوند،
نهتنها سرعت کار را بالا میبرند،
بلکه کیفیت تصمیمها را هم متحول میکنند.
دیدگاه ها
نظرات شما
دیدگاه ها