وقتی کسب و کار ها «بیصدا» ضرر میکنند؛ هزینهای که در گزارش های مالی دیده نمیشود
وقتی کسب و کار ها «بیصدا» ضرر میکنند؛ هزینهای که در گزارشهای مالی دیده نمیشود
خیلی از مدیران فکر میکنند اگر دخلوخرج شرکت بالانس باشد، همهچیز خوب پیش میرود.
اما واقعیت این است که بخش بزرگی از ضررها اصلاً داخل ترازنامه دیده نمیشوند.
اسمش را میشود گذاشت: هزینهی بینظمی پنهان.
همان جایی که کارمند باید یک کار ۵ دقیقهای را ۴۵ دقیقه انجام دهد، چون اطلاعات پخش و پلاست.
یا جایی که یک مشتری به خاطر یک پیگیری ساده، سه بار تماس میگیرد.
بینظمی یعنی اتلاف انرژی، نه فقط اتلاف زمان
وقتی فرایندها مشخص نباشند:
-
کارها دوبارهکاری میشوند
-
مسئولیتها شفاف نیست
-
گزارشگیری سخت میشود
-
وابستگی به افراد خاص زیاد میشود
در ظاهر همه مشغولاند.
اما در باطن، سیستم کار نمیکند.
چرا مدیران متوجه این ضرر نمیشوند؟
چون این ضررها تدریجیاند.
روزانه چند دقیقه، ماهانه چند ساعت، سالانه چند صد ساعت.
و مهمتر اینکه، کسی دقیق نمیداند هر بخش چقدر وقت تلف میکند.
اینجاست که مفهوم مدیریت فرایند اهمیت پیدا میکند.
نه به عنوان یک ابزار لوکس، بلکه به عنوان راه نجات از هرجومرج اداری.
اتوماسیون فقط برای شرکتهای بزرگ نیست
یک تصور اشتباه رایج این است که سیستمهای مدیریتی و اتوماسیون فقط به درد سازمانهای خیلی بزرگ میخورند.
در حالی که اتفاقاً کسبوکارهای کوچک بیشتر ضربه میخورند.
چون منابع محدودتری دارند و هر اشتباه، هزینهی جدیتری ایجاد میکند.
وقتی:
-
درخواستها ثبت و دستهبندی شوند
-
گردش کار مشخص باشد
-
گزارشها لحظهای در دسترس باشند
-
کارها وابسته به حافظه افراد نباشد
آنوقت رشد واقعی شروع میشود.
از کنترل دستی تا کنترل هوشمند
مدیری که هر روز باید تلفنی پیگیری کند، عملاً مدیر نیست؛
او تبدیل به هماهنگکنندهی اضطراری شده.
اما مدیری که داشبورد شفاف دارد و جریان کار را میبیند،
میتواند تصمیم بگیرد، تحلیل کند و توسعه بدهد.
این همان تفاوت بین «مدیریت واکنشی» و «مدیریت سیستمی» است.
آینده متعلق به کسب و کار های منظم است
در سالهای اخیر رقابت شدیدتر شده.
کسبوکارهایی جلو میافتند که سریعتر تصمیم میگیرند و خطای انسانی کمتری دارند.
نظم سازمانی دیگر یک مزیت نیست؛
یک ضرورت است.
و اگر امروز برای ساختن زیرساخت فرایندی اقدام نشود،
فردا هزینهی جبرانش چند برابر خواهد بود.
جمعبندی
خیلی وقتها مشکل فروش نیست،
مشکل مدیریت جریان کار است.
خیلی وقتها مشکل کمبود نیرو نیست،
مشکل نبود سیستم است.
کسب و کاری که فرایندهایش شفاف باشد،
حتی با تیم کوچک هم میتواند بزرگ فکر کند.
دیدگاه ها
نظرات شما
دیدگاه ها